الفيض الكاشاني

343

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نزديك به مرگند . پيامبر ( ص ) فرمود : آنها را نزد من بياور . پس آنها آمدند حضرت طشت يا كاسهء بزرگى طلبيد و به يكى از آنها گفت : قى كن و او چرك و خون قى كرد تا كاسه پر شد . پيامبر به ديگرى فرمود : قى كن او نيز همانطور قى كرد . آنگاه پيامبر ( ص ) فرمود : اين دو از آنچه خدا حلال كرده بود امساك كردند و بر آنچه خدا حرام كرده بود ( غيبت ) افطار كردند ، يكى از آنها كنار ديگرى به غيبت نشست و گوشتهاى مردم را مىخوردند . » « 231 » انس گويد : رسول خدا براى ما خطبه خواند و راجع به ربا و بزرگى گناه آن سخن گفت و فرمود : « يك درهم كه شخص از ربا به دست مىآورد گناهش در پيشگاه خدا بزرگتر از سى و شش زناست و بدترين نوع ربا هتك حرمت شخص مسلمان است . » « 232 » جابر گويد : در راه با پيامبر ( ص ) بوديم . حضرت كنار دو قبر آمد كه صاحب آن قبرها عذاب مىشدند . پيامبر فرمود : « كيفر شدن آنها به سبب گناه كبيره نيست ، يكى از آنها غيبت مردم مىكرد و ديگرى از بول خود اجتناب نمىكرد و يك شاخه يا دو شاخهء درخت خرما طلبيد و آنها را شكست و روى هر قبرى كاشت . پيامبر ( ص ) فرمود : از عذابشان كم مىشود تا آنگاه كه اين شاخه‌ها تر باشند يا خشك نشوند . » « 233 » چون پيامبر ( ص ) مردى به نام ماغر را به سبب زنا كردن سنگسار كرد ، مردى به رفيق خود گفت : اين شخص ( پيامبر ) سگ را كشت . پيامبر ( ص ) آن دو را كنار مردارى برد و فرمود : آن را بجويد و بخوريد . عرض كردند : اى

--> ( 231 ) اين حديث را احمد در ( مسند ) ، ج 5 ، ص 431 از حديث عبيد غلام پيامبر خدا ( ص ) روايت كرده و در آن رواياتى است كه نام برده نشده‌اند . ( 232 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در كتاب ذم الغيبه روايت كرده چنان كه در الترغيب و الترهيب ، ج 3 ، ص 503 آمده است . ( 233 ) اين حديث را بخارى در الادب المفرد ، و ابن ابى الدنيا روايت كرده‌اند چنان كه در در المنثور ، ج 6 ، ص 96 آمده است .